باز شبنم

قطره قطره ، نرم نرمک

می نشیند بر تمام برگ برگ  خاطراتم

آه و اندوه

تو شب سرد زمستون

توی ایوون

تک و تنها گم شدم در بی کران ها

باز شب ها 

باز رقص اختران در کهکشان ها

باز ناله ، باز فریاد

زندگی ام رفته بر باد

دل پر از خون

مثل کارون

زندگی ام شده واژگون

(لیلی زارعی)