مردی سجاده عابدی را دزدید . عابد چون دید ، دزد خجالت کشید و سجاده را واگذاشت و گفت : نمی دانستم که سجاده از توست .
عابد گفت : چگونه نمی دانستی که سجاده از تو نیست ؟!

کشکول شیخ بهایی